|
|
|
|
|
برای تنفس مجدد این بلاگ، لازم است تا محیط، از آلودگی های دنیای تاریک سیاست پیرایش شود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 15:13 توسط سينا
|
|
||
|
|
|
|
|
* هر از چند گاهی، اختلافهای جمع شده در مسیر زندگی-که احتمالاً جوابی هم به آنها دادهای و عبور کردهای-، تلنبار میشوند و به حدش که برسد، مبهوت میمانی! میمانی که آخر چه جوری میشود این همه اختلاف داشت؟ این همه جوابهای گوناگون به سوالهای مشابه؟ و هر چقدر هم که در انتخابهایت مطمئنتر عمل کرده باشی، بهت عمیقتری میآید! حال بسط بیشتر ندارم... جواب من این است که اینها همه با هم نظام هستی را میسازند. یعنی تو کار خودت را بکن! و بگذار خدا خودش این همه اختلاف را به سمت هدف مدیریت کند. البته کار دیگری هم نمیتوانی بکنی!
مرتبط: درک تفاوت
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 9:43 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
* "به عقيدهي ما، بشر يك ميليون اشتباه ندارد، بلكه تنها و تنها، يك اشتباه مرتكب شده است و آن اين است كه: هدف و ايدهآل زندگيِ خود را نميداند." علامهی جعفری/ نقل از فارس
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 22:7 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حمیدرضای عزیز نظراتی برای یادداشت سینا(: سازمان ملل) نوشته بود که در جوابش متن زیر را نوشتم، هر چه جلوتر رفت به یادداشتی مستقل نزدیکتر شد!:
بله، باید تدبیر کرد. من ادعا نمیکنم که سیاست خارجی احمدینژاد بهترین بوده، برای قضاوت باید موارد را بیاوریم و مستند بحث کنیم. اما آن چیزی که برای من مهمتر است و علیالحساب هم میتوانم راجع به آن نظر بدهم، این است که اصول کدام است؟ من فعلاً کاری ندارم که آیا ایران در ژنو(دوربان2) میتوانست بهتر عمل کند یا نه، ولی سوالم این است که چرا ترک سالن توسط چند کشور در کنار آن تشویق بینظیر در ما حس حقارت ایجاد میکند؟ آن هم در چه موردی؟ وقتی که از نژادپرستی اسرائیل گفته میشود. چرا در همین اجلاس عمومی باز هم ترک چند کشور زورگو-به حمایت از اسرائیل- ما را ناراحت میکند، ولی به خشم و ترس نتانیاهو افتخار نمیکنیم؟ چرا ما باید کشورها را به "قدرتهای بزرگ" و "جهان سومیها و سیاهها و آفریقاییها" تقسیم کنیم، و فاصله گرفتن گروه اول و نزدیکی به گروه دوم را حماقت بدانیم؟ نمیگویم واقع بین نباشیم، و بگوییم آمریکا و ونزوئلا همترازند، میگویم در این روابط عزت نجوییم، که نه عزت به این چیزهاست و نه اصولاً آنهایی که بهشان دل میبندیم ما را آدم حساب میکنند. این را هم بگویم: این سیاست توجه به آمریکای جنوبی به نظرم بیراه نمیآید. خب سعی میکنیم که در غیاب "قدرتهای بزرگ!" منافعمان را در این روابط تامین کنیم، و به جای اینکه در عراق با آمریکا دست و پنجه نرم کنیم، همان نزدیک خودش موی دماغ بشویم. ضمن اینکه توجه به کشورهای دست چندم و کوچک، به خصوص توجه به جهان اسلام-در یک نگاه دراز مدت و با اعتماد به نفس- میتواند مناسبات کلان را تغییر بدهد، که حتماً باید صورت بگیرد. در مورد دشمن زورگویی که فقط و فقط در پی کسب منافع خودش است: خب این درست. اما به نظرم خیلی سادهانگارانه است که دشمن را آنقدر کودن فرض کنیم، که صرفاً با خروجیها دشمنی کند! قطعاً آنها هم ریشهیابی میکنند و سعی میکنند به جای جنگ و قطعنامه، هدف را رام خودشان کنند. آنها حافظه دارند. اگر میخواستند منافع بلند مدت را به کوتاه مدت ترجیح دهند، خب بازار ایران را میگرفتند، نه اینکه بر عکس تحریم کنند. آنها میفهمند که مشکل نظام ایران است، پس سعی میکنند که نابودش کنند و به کمتر از این رضایت نمیدهند. اما چه چیزی انقلاب ایران را پایه گذاشت؟ خب دوست ندارند باز هم همان اتفاق در جای دیگری بیفتد، پس با تفکر مبارزه میکنند و عمراً دوست ندارند که تو انقلاب صادر کنی! و قس علی هذا. داستان تفرقه افکنی، فرقه سازی، شیعه کشی(دقت کن که هر جا شیعه وجود دارد، جنگ است: عراق، لبنان، یمن و پاکستان. جز ایران که مرکز فرماندهی است!)، ایرانهراسی، تهاجم فرهنگی، جنگ رسانهای و همه و همه از اینجاست و به نظر من کاملاً منطقی است. کوچکترین دشمنیها همین تحریم و لشکرکشیهایی است که میبینیم. بله دشمن قسم خوردهاند، چون که منافعشان با ما همیشه در تضاد است، همیشه. مگر تحت همان شرایطی که در چند کامنت قبلی از زبان امام آوردم. اما در یک تحلیل میتوان گفت که دشمن علاوه بر مواردی که در بالا گذشت، خط دیگری را هم دنبال میکند و آن قهرمانسازی است. اول بگویم که من بعید نمیدانم ترکها خودشان را جمع کرده باشند و پیش رفته باشند؛ اما استقلالِ بدون جلب دشمنی بسیار ثقیل است، چرا؟ چون منافع قدرتها(همان استکبار) در عدم استقلال است، پس فشار میآورند. راحتت کنم!: ممکن نیست که ولت کنند هر کاری میخواهی بکنی. اما قهرمانسازی یعنی چه؟ شکی نیست که نوک حملهی آمریکا و نوچههایش در این منطقه، ایران است. اما به نظر من ایران در این سی سال وجههی خوبی بین مردم منطقه کسب کرده. پرچمی که جمهوریاسلامی علم کرد، قرنها خاک میخورد و این ویژگی به جمهوریاسلامی جذابیت میدهد. الگوی حکومت دینی را که در ایران پیاده شده با حکومتهای منطقه مقایسه کن. هیچ حکومتی تا به حال اینجوری با اسرائیل در نیفتاده و از لبنان و فلسطین پشتیبانی نکرده؛ نگاهی به کامنتهای خبر الجزیره(+) بینداز. اینکه ایرانِ موی دماغ، که نظامش غیر قابل تحمل است به الگو و پرچمدار تبدیل بشود، اصلاً خوشایند نیست و کار را برای دشمن سخت میکند. پس چه باید کرد؟ باید ایران را کشید پایین، تا با کمترین جنجال و درگیری ممکن سرش را ببرند و احیاناً دور و بریها در عزایش شیرینی هم پخش کنند. پس بهتر است علیالحساب شخصیت محبوبِ دنیای عرب به جای سید حسن نصرالله و احمدینژاد(طبق نظرسنجیها) کسی مثل حسنی مبارک باشد، یا اگر نشد نهایتاً کسی مثل اردوغان. من راجع به شخصیت اردوغان نظری ندارم، این را میخواهم بگویم که پشتیبانی ایران از لبنان و فلسطین، با کاری که ترکیه میکند حتی قابل مقایسه هم نیست! اما بهتر است ترکیه پرچمدار حمایت از فلسطین باشد تا ایران به حاشیه برود. و میبینی که ترکیه، حتی برای مردم مسلمان و معتقد خودمان هم شک ایجاد کرده، که جمهوریاسلامی نظام بهتری است یا نظام لائیک ترکیه؟! اگر امروز اوباما دم از دوستی با مسلمانها میزند، حرکتی است دروغین و تاکتیکی برای منزوی کردن مبارزه و در راس آن ایران. این شیوهی جدید آمربکا-که هوشمندانهتر و خطرناکتر است- فشار زیادی به ما وارد میکند. اگر امروز اوباما طرح دو کشور فلسطین و اسرائیل را پی میگیرد-ولو باز هم با شرایط خفت بار- به خاطر خفه کردن مبارزه است، وقتی وجههی ایران زیر سوال برود که شما خواهان خشونتید و تروریست و اینها، فشار را بیشتر میکند و به محض اینکه قدرت حریف را تضعیف شده ببیند، کشور فلسطین که هیچ، لبنان و سوریه را هم میخواهد. آن موقع اردوغان را هم بر نمیتابد.
پینوشت 1: من هنوز قضاوتی راجع به ترکیه ندارم، اگر منبعی چیزی سراغ داری که تحولاتش را بررسی کنیم و ببینیم آنجا چه میگذرد، معرفی کن.
پینوشت 2: کلاً جریان اصلاحات و دولت خاتمی-نه تکتک اعضا- غربزده بودند. غربزده، به معنی شیفتگی نسبت به غرب و احساس حقارت از اندیشهی اسلامی و انقلابی. و به نظر من میترسیدند! نمیگویم وطنفروش. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 3:3 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
+ زندگی دینی شاید آنطور که ما انتظار داریم قابل رقابت با یک زندگی معمولی نیست. گاهی برای خودمون دو دو تا چهار تا می کنیم که زندگی دینی چه سختی هایی بر آدم تحمیل می کنه و چه مشکلاتی پیش میاره عالم و آدم رو هم مقصر می دونیم، از شرایط روزگار تا خانواده . همش حس می کنیم یه چیزی داره کار رو خراب می کنه. باید همه چی رو روال باشه... نباید سختی باشه... این فهم خیلی سخت ولی حیاتیه... ما یه فرق اساسی با دیگران داریم! ما داریم هزینه ای رو میدیم که دیگران نمی دهند... ما داریم هزینه میدیم! گاهی یه صدایی تو سرم فریاد می کشه از این رقابتی که بر سر دینا و لذت هاش هست. رقابت نفس گیر بین آدم ها... تا حالا بار ها خواستم به خودم بفهمونم که پسر! این رقابت رو فراموش کن! حتی می دونی رقابت بر سر چیه؟ اصلا تو جایزه ش رو می خوای؟ اصلا چرا باید تو این رقابت شرکت کنم؟ چون همه در حال رقابتن؟ زندگی دینی شاید آنطور که ما انتظار داریم قابل رقابت با یک زندگی معمولی نیست! چون اصلا قرار نیست با یک زندگی معمولی رقابت کنه! مگه میشه دو نفر برای دو چیز متفاوت ما هم رقابت کنن؟! واایی چع لذتی داره کنار کشیدن از رقابت بر سر دنیا! تازه می فهمی آزادی یعنی چی... هیچ چیز دنیا برات ناراحت کننده نیست... هیچ چیز! فوق العاده ست! حسرت آوره! هر وقت حس کردم که واقعا نمی تونم از بین آب بینی بز و حکومت بر مردم یکیو انتخاب کنم، می فهمم آدم شدم! شوخی نیست! خیلی حرفه... خیلی ... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 12:49 توسط سينا
|
|
||
|
|
|
|
|
تصویر سازمان ملل در هنگام سخنرانی احمدی نژاد... ناراحت کننده است! نمی دونم این سیاست خارجی موفق حساب می شه یا نه. هر چند خیلی کم به خارجی ها امتیاز میده ولی تحریم و تحقیر هم بهای کمی نیست |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 13:2 توسط سينا
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نکتههای ناب مجموعهای پنج جلدی است از گزیدهی بیانات رهبر انقلاب که عموماً در جمعهای دانشگاهی ایراد شده، و در پانزده فصل تنظیم شده است. جلد سوم از این مجموعه شامل دو فصل است: 1. نظام و انقلاب، 2. استکبار جهانی؛ در فصل اول مطالبی در توضیح مبانی و ثمرات-عموماً ثمرات بدوی- انقلاب آورده شده، و در فصل دوم-که به بحث دشمن مربوط است- به تعریف و توضیح مفهوم استکبار، گرههای مبنایی انقلاب اسلامی با نظامهای استکباری و تبیین اختلاف پرداخته شده است، و همچنین در مورد شیوهها و اهداف استکباری و نقاطِ هدفِ آنها توضیحات درخوری آمده است. این مجموعه-تا آنجایی که من اطلاع دارم-مربوط به بیاناتِ تا سال 83 است، که در حال حاضر نوعی نقص است. در هر حال اگر تصمیم به مطالعه گرفتید، توصیهی من این است که به زمان ایراد مطالب توجه کنید، که نکات قابل تاملی دارد. ناشر: دفتر معارف چاب هفتم: بهار 1388 شمارگان: 5000 جلد قیمت: 1000 تومان تعداد صفحات:112 «انقلاب اسلامی، با نظام سلطه مخالف است. نظام سلطه، یعنی اینکه دولتها و قدرتهایی زور بگویند و ملتها و گروهها و کشورها و دولتهایی، آن زور را قبول کنند. طرفین، طرفین نظام سلطهاند و ما نظام سلطه را رد کردهایم و رد میکنیم و با آن به مبارزه برمیخیزیم. ما در نظام سلطه، طرفین را مقصر میدانیم؛ هم سلطهگر و هم سلطهپذیر را. استکبار، به معنای همین نظام سلطه است.»(ص 63، مربوط به 10/8/1368)
اگر خواستید میتوانید کتاب را از خودم "امانت" بگیرید! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 15:34 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا این یه ایمیلی بود که برام اومد گفتم شما هم بخونیدش بد نیست. البته وقتی تو اینترنت جستجو کردم خیلی جاها این داستان اومده ولی ترجیح دادم به جای اینکه لبنکش کنم، تو یه پست واستون بنویسمش: پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد. مادر که در حال آشپزی بود، دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند. او نوشته بود: صورتحساب!!! کوتاه کردن چمن باغچه: ۵ هزار تومان مراقبت از برادر کوجکم: ۲ هزار تومان نمره ریاضی خوبی که گرفتم: ۳ هزار تومان بیرون بردن زباله هزار تومان جمع بدهی شما به من : ۱۲ هزار تومان مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد، چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب، این را نوشت: بابت ۹ ماه بارداری که در وجودم رشد کردی: هیچ بابت تمام شبهایی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم: هیچ بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی: هیچ بابت غذا، نظافت تو، اسباب بازی هایت: هیچ و اگر اینها را جمع بزنی خواهی دید که: هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است. وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد و در حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد.. گفت: مامان! دوستت دارم آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت: قبلا به طور کامل پرداخت شده!!! قابل توجه اونهایی که فکر می کنند مرور زمان آنها را بزرگ کرده و حالا که هیکل درشت کردند خدا را هم بنده نیستند: بعضی وقت ها نیازه به این موارد فکر کنیم... کسانی که از خانواده دور هستند شاید بهتر درک کنند. نتیجه گیری منطقی: جایی که احساسات پا میذاره منطق کور میشه!!! مادر متوجه نشد که پسرش داره سرش کلاه میذاره: جمع بدهی میشه ۱۱ هزار تومان نه ۱۲ هزار تومان!!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 2:25 توسط امین
|
|
||
|
|
|
|
|
* أَيُّهَا اَلنَّاسُ! لاَ تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ اَلْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ، فَإِنَّ اَلنَّاسَ قَدِ اِجْتَمَعُوا عَلَى مَائِدَةٍ شِبَعُهَا قَصِيرٌ، وَ جُوعُهَا طَوِيلٌ.
أَيُّهَا اَلنَّاسُ! إِنَّمَا يَجْمَعُ اَلنَّاسَ اَلرِّضَا وَ اَلسُّخْطُ. وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَعَمَّهُمُ اَللَّهُ بِالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا، فَقَالَ سُبْحَانَهُ:«فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ»، فَمَا كَانَ إِلاَّ أَنْ خَارَتْ أَرْضُهُمْ بِالْخَسْفَةِ خُوَارَ اَلسِّكَّةِ اَلْمُحْمَاةِ فِي اَلْأَرْضِ اَلْخَوَّارَةِ.
أَيُّهَا اَلنَّاسُ! مَنْ سَلَكَ اَلطَّرِيقَ اَلْوَاضِحَ وَرَدَ اَلْمَاءَ، وَ مَنْ خَالَفَ وَقَعَ فِي اَلتِّيهِ.
خطبهی 201 نهج البلاغه(صبحی صالح). متن از اینجا: +. ترجمه:ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 23:36 توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گـفت فـراق یار نه آن مـی کند که بتـوان گفت
حدیـث هـول قـیامت که گـفـت واعــظ شـهر کنایتی است که از روزگار هجران گفت |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 0:40 توسط امین
|
|
||